فارسی English العربی
مطلب چهارم: در زیارت جناب سلمان رضی الله عنه است.
بدان که از تکالیف زوّار در کاظمین رفتن به مدائن است به جهت زیارت عبد صالح الهی جناب سلمان محمّدی رضوان الله علیه که اوّل ارکان اربعه و مخصوص به شرافت «سَلْمانُ مِنّا اَهْلَ الْبَیْتِ» و مُنْخَرِط در سلک اهـل بیت نبوّت و عصمت اسـت و درفضیلت او جناب رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرموده:
سَلْمانُ بَحْرٌ لایُنْزَفُ وَکَنْزٌ لایَنْفَدُ سَلْمانُ مِنّا اَهْلَ الْبَیْتِ
"سلمانی دریایی است که نخشکد،و گنجی است که پایان نپذیرد،سلمان از ما اهل بیت است،"
یُمْنَحُ الْحِکْمَةَ وَیُؤْتِی الْبُرْهانَ
حکمت می بخشد و برهان می آورد
و حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) او را مثل لقمان حکیم بلکه حضرت صادق (علیه السلام) او را بهتر از لقمان فرموده و حضرت باقر(علیه السلام) او را از متوسمین شمرده و از روایات مستفاد شده که آن جناب اسم اعظم می دانست و از محدَّثین (به فتح) بوده و از برای ایمان ده درجه است و او در درجه دهم بوده وعالم به غیب و منایا بوده و از تحف بهشت در دنیا میل فرموده و بهشت مشتاق و عاشق او بوده و خدا و رسول (صلی الله علیه وآله) او را دوست می داشتند و حقّ تعالی پیغمبر(صلی الله علیه وآله) را امر فرموده به محبّت چهار نفر که سلمان یکی از ایشان است و آیاتی در مدح او و اقران او نازل شده و جبرئیل هر وقت بر حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) نازل می شده امر می کرده از جانب پروردگار که سلمان را سلام برساند و مطلّع گرداند او را به علم منایا و بلایا و انساب و شبها برای او در خدمت پیغمبر مجلس خلوتی بوده و حضرت رسول و امیرالمؤمنین صلوات الله علیهما وآلهما چیزهایی تعلیم او فرمودند از مخزون و مکنون علم الله که احدی غیر او قابل و قوّه تحمّل آن را نداشته و رسید به مرتبه ای که حضرت صادق(علیه السلام) فرمود
«اَدْرَکَ سَلْمانُ الْعِلْمَ الأَوَّلَ وَالْعِلْمَ الأخِرَ
سلمان دانش اول و آخر را یافت
وَهُوَ بَحْرٌ لایُنْزَحُ وَهُوَ مِنّا اَهْلَ الْبَیْتِ»
و او دریایی است که هرچه از او برگرفته شود پایان نپذیرد و او از ما اهلبیت است
سلمان درک کرد علم اوّل و آخر را و او دریایی است که هرچه از او برداشته شود تمام نشود و او از ما اهلبیت است و برای شوق زائرین و رغبتشان به زیارت آن جناب کافی است تامّل در اختصاص و امتیازش در میان تمام صحابه و جمیع امّت به اینکه حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) در یک شب از مدینه به مدائن رفت و بدست مبارک او را غسل داد و کفن نمود و نماز کرد بر او با صفوفی بسیار از ملائکه و همان شب به مدینه مراجعت فرمود زهی شرافت مودّت و محبّت به خانواده رسالت که انسان را به این مرتبه از جلال و عظمت رساند.