فارسی English العربی
ایضاً برای دفع مرض یک صاع گندم بخرد و قفا بخوابد و آن گندمها را بر روی سینه خود بریزد و بگوید:
اَللَّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی اِذا سَئَلَکَ بِهِ الْمُضْطَرُّ
"خدایا از تو می خواهم به نامت،نامی که وقتی درمانده ای تو را به آن بخواند،"
کَشَفْتَ مابِهِ مِنْ ضُرٍّ وَ مَکَّنْتَ لَهُ فِی الاَْرْضِ
"زیانش را برطرف کنی،و بر زمین تمکنّش بخشی،"
وَ جَعَلْتَهُ خَلیفَتَکَ عَلی خَلْقِکَ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّد
"و او را بر بندگانت خلیفه نمایی،اینکه درود فرستی بر محمّد ،"
وَ عَلی اَهْلِ بَیْتِهِ وَ اَنْ تُعافِیَنی مِنْ عِلَّتی
و اهل بیتش و مرا از دردم تندرستی دهی.
پس برخیزد و بنشید وگندمها را از اطراف خود جمـع کنـد و این دعا را بخواند پس آن را قسمت کند به چهار قسمت و هر چارک آن را که یک مدّ باشد به مسکینی دهد و این دعا را بخواند که انشاءالله تعالی از مرض بهبودی حاصل کند .