فارسی English العربی
و از جمله استخاره ها استخاره به عدد است و این مشهور نبوده در عصرهای گذشته پیش از زمان سیّد کبیر عابد رضیّ الدّین محمّد بن محمّد الاوِّیِ الحسینی مجاور مشهد غرویّ رضی الله عَنْهُ وما روایت می کنیم این استخاره را با جمیع مرویّات او را از جماعتی از مشایخ خودمان از شیخ کبیر فاضل جمال الدّین بن المطهّر از والدش رضی الله عَنْهُما از سیّد رضی الدین مذکور از حضرت صاحب الامر عَلَیْهِ الصَّلوة وَالسَّلامُ می خوانی فاتحه را ده مرتبه و اقلّش سه مرتبه و کمتر از آن یک مرتبه پس می خوانی سوره قدر را ده مرتبه پس می خوانی این دعا را سه مرتبه:
"اَللَّهُمَّ اِنّی اَسْتَخیرُکَ لِعِلْمِکَ بِعاقِبَةِ الاُْمُورِ،"
"خدایا من از تو درخواست خیر می کنم،برای آگاهی ات به عاقبت کارها،"
"وَ اَسْتَشیرُکَ لِحُسْنِ ظَنّی بِکَ فِی الْمَاْمُولِ وَالْمَحْذُورِ،"
"و با تو مشورت می کنم برای خوش گمانی ام به تو در آنچه مورد آرزو و بیم است،"
"اَللَّهُمَّ اِنْ کانَ الاَْمْرُ الْفُلانی مِمّا قَدْنیطَتْ بِالْبَرَکَةِ اَعْجازُهُ،"
"خدایا اگر کار فلانی از آنهایی است که آغاز و انجامش به برکت بسته شده،"
"وَ بَوادیهِ وَ حُفَّتْ بِالْکَرامَةِ اَیّامُهُ وَ لَیالیهِ،"
"و روزها و شبهایش به کرامت پیچیده گشته،"
"فَخِرْلی اَللَّهُمَّ فیهِ خِیَرَةً تَرُدُّ شُمُوسَهُ ذَلُولاً،"
"پس برایم اختیار کن، خدایا در ان خیری باشد،که سختی اش را سهل و نرم کنی،"
"وَ تَقْعَضُ اَیّامَهُ سُرُوراً اَللَّهُمَّ اِمّا اَمْرٌ فَاَئْتَمِرُ،"
"و روزهایش را به شادمانی بازگردانی،خدایا اگر دستور است انجامش دهم،"
وَ اِمّا نَهْیٌ فَاَنْتَهی اَللَّهُمَّ اِنّی اَسْتَخیرُکَ بِرَحْمَتِکَ خِیَرَةً فی عافِیَة
"اگر نهی است،خودداری نمایم،خدایا به رحمتت خیرجویی می کنم خیری در عافیت."
پس می گیری یک قبضه از تسبیح را و نیّت می گیری حاجت را اگر عدد آن قبضه جفت است پس آن اِفْعَلْ است یعنی بجا آور و اگر طاق است لاتَفْعَلْ است یعنی مکن آن کار را یا بعکس یعنی طاق خوب است و جفت بد و این بسته است به قصد استخاره کننده فقیر گوید: تَقْعَضُ بِضاد معجمه است به معنی تَرُدُّ وَ تَعْطُفُ و ما در باب نمازها استخاره ذات الرّقاع و بعضی از اقسام استخاره و ساعات آن را ذکر کردیم بدانجا رجوع شود و بدانکه سیّد بن طاوس فرموده کلامی که حاصلش این است که من نیافتم حدیث صریحی در آنکه انسان استخاره کند برای غیر خود و لکن یافتم احادیث بسیار که امر شده در آن بر قضاء حاجات اخوان به دعوات و سایر توسّلات بلکه در اخبار از فوائد دعا بر اخوان چندان ذکر شده که محتاج به ذکر نیست و استخاره نیز از جمله حاجات و از جمله دعوات است زیرا که انسان را که تکلیف کرد شخصی به استخاره کردن برای او پس حاجتی برای او وارد کرده پس آن شخصی که مباشر استخاره می شود می خواهد استخاره برای خود کند که آیا صلاح است که بگوید بکن یا نه و می خواهد برای آن شخص که به او گفته استخاره کند که آیا مصلحت است در فعل یا در ترک و این از چیزهائی است که داخل است در تحت عموم روایات به استخارات و به قضاء حاجات. علامه مجلسی(قدس سره)فرموده که کلام سیّد در جوازاستخاره برای غیرخالی از قوّت نیست به جهت عمومات خصوص در وقتی که قصد کند نائب از برای خود که بگوید به شخص مستخیر بکن یا مکن چنانکه سیّد به آن اشاره فرموده و این حیله ای است برای داخل کردن استخاره را در تحت اخبار خاصّه لکن اولی و احوط آن است که صاحب حاجت خودش استخاره کند برای خود زیرا که ما ندیدیم خبری که وارد شده باشد در جواز وکالت در استخاره و اگر این جایز یا راجح بود اصحاب سؤال می کردند از ائمّه(علیهم السلام) و اگر سؤال کرده بودند نقل می شد برای ما لااَقلّ در یک روایتی بعلاوه آنکه مُضْطَرّ اولی است به اجابت و دعای او اقرب است به خلوص نیّت انتهی.